رمضانی
اصلا بچه مجردا رو هم راه نمی دیم . آخ دلم برات کبابه مجتبی !
می دونین که انشتین خیلی با زنش درگیری داشت از بس که تو مسئله نسبیت گیر کرده بود . یه روز توی خیابون یه خانومی به نظرش آشنا میاد . می گه ببخشین خانوم شما به نظرم خیلی آشنا میاین . زنه با تندی می گه : مردک ! من زنتم . آخه تو هواست کجاس ؟؟؟؟!!
پیشاپیش روز زن مبارک . خدا ایشاالله نسلتون ....... کنه ( زیاد ) ![]()
این قافله عمر عجب می گذرد
انگار همین دیروز بود ، مثل یک فیلم الان جلو چشامه ، دارم در مورد مسیر سلف سرویس تا دانشکده حرف می زنم . من و بچه ها . انگاری از دوران دانشجویی فقط خوراکش و چرند و پرند گفتنای توی مسیر غذاخوریش توی ذهنم مونده . البته اون ماجراهای سرکلاس آقای یغمائی و دکتر آزاد مرحوم جای خودش . ولی خوردن بهترین غذاهای ایرانی به قیمت ۱۰۰ تومان صفای دیگه ای داشت ! اونم با چه کیفیتی و کمیتی ! خوداییش ما که پربال شدیم ! از این نظر دانشگاه برام بار علمی خوبی داشت ! خیلی چیزا توش یاد گرفتم . یاد گرفتم که بعد از غذا چطوری گوش بچه ها رو بزنیم برای دوغ و نوشابه . یاد گرفتیم چطوری دوغو حمش بزنیم و خیلی چیزای دیگه که الان توی زندگی داره به دردم می خوره ![]()
ولی جدای از شوخی ، این سفری که رفتیم (یزد واصفهان وشیراز) مزش سر زبونم مونده و یادش توی ذهنم و خاطراتش روی قلبم حک شده . افسوس که این قافله عمر عجب می گذرد . ![]()
یه سوال : اگه زمان به عقب بر میگشت و دوباره فرصت اردو پیش میومد چی کار می کردین ؟
یاردبستانی
هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بی قراری مال من
و اما
درباره الی ...
من خداروشکر هنوز زنده ام و دارم به بار گناهانم می افزایم ، توبه هم شده غول و ما هم شدیم بسم الله . بگذریم هنوز یک پسر عذب (مجرد) هستم . یعنی هیچ دوشیزه خانومی حاظر نیست برای رضای خدا عروس مادرمون بشه . خدا لعنت کنه اون کسی رو که از مامانش قهر کرد رفت آمریکا بچه درس خون شد و رشته کتابداری رو به عنوان سوغات آورد به ایران و باعث علفسرگردونی کلی دختروپسر قدونیم قد شد . البته ما که بیکار نیستیم . "لقمه نانی به قناعت می خوریم و عِشایمان مزاحم عَشایمان نشده ".(الان سعدی تنش توی قبر داره می لرزه و هی منو نفرین می کنه )
من هم به سان دوست شفیقم مجتبی ، دست نوشته ای از منتها الیه وجودم بر کف اتاقک متروکه کلبه قدیمیان می نویسم و رهایش می کنم به این امید که مگر رهگذری از دیار آشنایی بخواند این مطلب بی دروپیکر را . (یک لحظه فکر کردم شدم آنی شرلی دختری با موهای قرمز)
همه تون توی قلب من هستین بی تعارف . (منو بگو که دارم با کی صحبت می کنم )
خدانگهدار
وعده دیدار
و اما قضیه بعد
یکی از دوستان پیشنهاد داده که یه قراری بذاریم دیداری تازه کنیم . می خواستم نظرتونو بدونم .
احوالات ما
.
.
.
.
.
. چی بگم ؟
.
.
.
.
.
کارگران مشغول کارند ! معذرت می خوام زین پس به جای این واژگان بفرمائید کتابداراش دنبال کارند !
عکس ویژه از بازار کتابداری
این آقا خیلی وقته که دنبال کاره . البته نه شغل شریف کارمندی بلکه کارگری . مدرکشم لیسانس کتابداریه . داستانش به طور مصور جلو چشمتونه . ببینید و بخندید !!!



پس چرا دارید گریه می کنید ؟!! این کار هر روزشه . باورکنین . با همه این اوصاف هنوز امیدشو از دست نداده و توی این اوضاع گرگ صفتی ، توکلش به خداست .
همینجوری
گفتم فضا عوض شه .




من اگه یه جمعه فیتیله رو نگاه نکنم حال خوشی ندارم . کلا بارها گفتم که اگه پیرم بشم برنامه کودک نگاه می کنم . حتی همون لحظه احتظار از جناب عزرائیل خواهش میکنم بذاره یه موش و گربه ببینم بعد هرجا خواست باهاش میرم .
خبر اونم از همه جورش
واقعا جای تاسف داره . نمی دونم این کتابدارای بدبخت چه هیزم تری بهشون فروختن ؟



تصویر زیر قلب آدمو به درد میاره .


خودتون در مورد تصویر زیر قضاوت کنین آزادین هرچی دلتون می خواد نثارشون کنید !!

عکس زیر "بدون شرح "


السلام علی المحبون
بازم عکس

عکس زیر یه توضیح کوچک داره : دوربین مورد نظر مجهز به تکنولوژی شکار لبخند بود
ما می خواستیم گولش بزنیم و جلوی دهانمان رو گرفتیم که دیدیم اون از ما زرنگ تر بود .




شاخه صالح آباد ، نامی آشنا . شاخه صالح آباد اینجا

شاخه صالح آباد اونجا

شاخه صالح آباد همه جا

چند تا عکس از سفر شمال


یه غروب قشنگ از دریا

آه ه ه بیا ا ا ا . صدا رو ولکن تصویر و بچسب بیا ا ا ا . (شب ساحل)

من قبلش از خانواده محترم این قورباغه عذرخواهی می کنم بابت انتشار
بدون مجوز عکسشون . این عکسو از مکانی توی بجنورد گرفتم بیچاره اومده بود
بیرون آب
که استراحت کنه ، من فرصت طلبم ازش عکس گرفتم . امیدوارم راضی باشه .

عکس ها با دوربین dsc-w310 سونی گرفته شده که تازه خریدمش .
باید بگم علاقه بسیار زیادی به عکاسی و فیلم برداری دارم به همین خاطر
نزدیک به 600000تومان پول به دوربین فیلم برداری و عکاسی دادم .
روز خوش
یک لحظه تفکر
که مستحق بهشتت باشم مگه اینکه خودت دستمو بگیری .
نمایشگاه گلی که گذشت
بازم همون مشگل اسکریپت و اچتمل . عذرخواهم .
یه سئوال
بهر حال بگذریم . لطفا اگه خبر دارین بگین جواب این دو تا آزمون مشنگ کی میاد ؟
یه فحش از ته دل : ای الهی که روی تخته مرده شور خونه ببینم این رشته رو که هیچ سازمانی و ارگانی بهت نیاز نداره یا حتی نمی شناسنش .
من واقعا متاسفم برای کتابخانه به اصطلاح "معتبر" آستان قدس که اینقدر توش پارتی بازیه . خدا خودش حقشونو بذاره کف دستشون . من که راضی نیستم . ای شاالله زهرشون بشه .
خدانگهدار
نغمه شبانه
" مرغ دلم هوای پرواز کرد د د د ، بال و پری باز کرد د د
عشق با اون دستای افسونگرش ، دوباره اعجاز کرد د د
اومده ای همدم و یارم باشی ، در غم و شادی به کنارم باشی
(حالا با صدای بلند ) اومده ای همدم ویارم باشی ، در غم و شادی به کنارم باشی . "
این یکی ناقص بود بذار این یکی کامله از همون خواننده :
من یه پرندم م م آرزو دارم تو باغم باشی لای ی ی لا لای لالای لای
من یه خونه ی ی تنگ و تاریکم م دوست دارم تو بیای چراغم باشی لای ی ی لا لای لالای لای
هر چی که باشم م م هر جا که باشم تو باید باشی (بلند) تا زنده باشم م م می میرم اگه از تو جدا شم
می میرم اگه از تو جدا شم م اگه تاریکم م م لالالالای اگه روشنم م م لالالالای اگه پاییزم م م لالالالای
اگه بها ا ا ا ا ا رم م م
تو رو دوست دارم م م تو رو دوست دارم م م تو رو دوست دارم . (این مصرع دوبار)
تو رو دوست دارم مثل هر کسی که دوست میداره جسم و جونشو مثل آسمونی که ستارشو یا
ستاره ای که آسمونشو و و و و
اگه تاریکم م م لالالالای اگه روشنم م م لالالالای اگه پاییزم م م لالالالای اگه بها ا ا ا ا ا رم م م
تو رو دوست دارم م م تو رو دوست دارم م م تو رو دوست دارم . (این مصرع دوبار)
قربون هر چی آدم با معرفتو با مرامه . شب بر همه گی خوش
کارت پایان خدمت
خدا رو شکر خیلی ساده و راحت و زود کارم راه افتاد . هیچ گره و مشکلی در کار نبود . انگار یکی که اون بالاست قبلا همه چی رو آماده کرده بود .
از طرفی دلم گرفته چون به ایرانشهر عادت کرده بودم از طرف دیگه خوشحالم چون دیگه مجبور نیستم این مسیر طولانی رو طی کنم .
خیلی خوب . چی می خواستم بگم یادم رفت ؟؟؟؟ ولش کن .
خدانگهدار
آزاد ، آزاد شد و به آسمونا رفت .
یه خاطره از استاد :
یه روز یادمه بچه ها دیر میومدن سر کلاس . عین لشکر شکست خورده . این بنده خدا هم داشت درسشو می داد . از آخر عصبانی شد و گفت مگه اینجا حموم زنانه است ؟ کلی خندیدیم . همیشه آخر جملاتش می گفت " بابا جان "
یه لطیفه
یه روز ... (یه کم فکر)
خوب !! یه روز چی ؟ ولش کن لطیفه هایی که توی ذهن منه همش باید توی یه جمع پسرونه گفته بشه اینجا نمی شه . شما فعلا تو کف همون "یه روزش" بمونین . ![]()
چی کار کنم قول دادم دیگه از این لطیفه ها توی وبلاگ نگم و سر قولم هستم . فقط ... بذارین این لطیفه رو بگم این مجازه . باور کنین .
یه روز توی بیمارستان به ترکه می گن آقا ! برید شیرینی بخرید که صاحب یک نی نی شدید . ترکه می گه : إ إ إ إ إ إ خوب به سلامتی . اسمش چیه ؟؟؟؟؟؟ ![]()
لطفا بر اعصاب خود مسلط باشید و از همه مهمتر مودب باشید که هر کی بخواد با اسم ناشناس فحش بارم کنه و بره می خوام سر به تن خودش و خانوادش نباشه . خداوکیلی لطیفه هم بی ادبی نبود .
خدانگهدار
سلام
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
"؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بله ه ه ه ه ه این بود داستان سالی که گذشت . بعضی از جاهاش دستم خط خورده ببخشید اگه خونده نمی شه . ![]()
عرض تسلیت