عیدتون مبارک

سلام دوستان همکلاسی 
چقدر اینجا سوت و کور شده.فکر می کنم خیلی از دوستان کلا وبلاگ رو فراموش کردن و اندکی هم فقط هراز گاهی میان و مطالب رو می خونن و میرن.

چقدر حیفه که دیگه از هم خبر نداریم. گاهی اوقات میرم تو ارشیو وبلاگ و مطالب اون سال ها رو می خونم و لذت می برم. مسلما هیچ وقت مثل اون زمان ها نمی شه. ولی ای کاش هراز گاهی می اومدید و از حال خودتون و سایر دوستان اطلاع می دادید. همین که بیاین و یک سلام هم که بگید برای بقیه دلگرمیه..حداقل می دونیم که کسی به این وبلاگ سر میزنه.

پیشاپیش عید همگیتون مبارک
امیدوارم سال 95 پر از اتفاقای قشنگ باشه....

 

 

دختران كتابداران......

كوچولوهاي كتابداران

معرفي ميكنم

از طرف راست:

ريحانه جون ( دختر اول هانيه سيدكلالي)

پرنيا جون ( دختر ريحانه قميان)

ريحان جون ( خواهر زاده نسيبه طالبي)

عارفه جون ( دختر اولم)

عطرين جون ( دختر دومم)

 

 

 اينم يك عكس ديگه:

از سمت راست:

فريده جون ( دختر دوم هانيه سيد كلالي)

دل آرا جون ( دختر فاطمه شجاعي)

همشون سلام كردن...

بادا بادا مبارك بادا ....

سلام به همه همكلاسي هاي قديمي

خوب يك نفر ديگه  از همكلاسي هامون هم زندگي مشتركش رو آغاز كرده. و اون كسي نيست جز 


خانم پريسا محمودي

                                       

به افتخارش


اميدوارم خوشبخت باشي از طرف من به همسرت هم تبريك بگو . بگو  خيلي خوشبخته كه همسر نازنين و مهرباني مثل تو نصيبش شده

داستان کوتاه

مرد در حال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۵ ساله اش تکه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد.

مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود

در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی کودک  پدرخود را دید، با چشمانی آکنده از درد از او پرسید: پدر انگشتان  من کی دوباره رشد می کنند؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین.

و با این عمل کل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود :
 دوستت دارم پدر ! 
 
===================

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند.

بدون شرح


یلدا

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...


پیشاپیش یلدا مبارک

سلام به همه دوستان قدیمی

تشکر ویژه می کنم از دوست عزیزم پریسا جون

می خواستم عکس یکی از کسانی که تو زندگیم برام خیلی عزیزه رو در  وبلاگ بزارم . و اون کسی نیست جز دختر ۴ ماهم.

 

با آرزوی خوشبختی برای همه بچه های ورودی کتابداری ۸۳

سلام

سلام به همه دوستان قدیمی

امیدوارم حال همگی خوب باشه و در کمال صحت و تندرستی باشید.

میخواستم عکسی رو در وبلاگ بزارم ولی متاسفانه سایت مناسبی برای آپلود عکس پیدا نکردم.

لطفا راهنماییم کنید.

با تشکر