آخ جون اردو

بچه ها! الان كجاييد؟ دانشكده خيلي خالي شده. مخصوصا از اراذل و اوباش (به كسي بر نخوره، خودشون فهميدن).

نشد درست و حسابي خداحافظي كنيم. خدا.................................................................فظ.

خدا كنه لااقل صدقه ي آقاي دياني بگيره و همه تون سالم برگردين.

از شوخي گذشته، بچه ها! اين اردو مي تونه اردوي خيلي خوبي باشه، از هر لحاظ. در جريان اردو خيلي ها بزرگ مي شن. به طور پلكاني هر كي مسئوليتش بيشتر بزرگ شدنش بيشتر.

التماس دعاي كتابخونه اي.

پلنگ خام خیال من به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود...

محمد علی بهمنی

(به یاد کلاس واژه پردازی و خانم اکرمی)

بالاخره ما ( م.م ) هم یه چیزی نوشتیم.