پلنگ خام خیال من به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود...![]()
محمد علی بهمنی
(به یاد کلاس واژه پردازی و خانم اکرمی)
بالاخره ما ( م.م ) هم یه چیزی نوشتیم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۵/۱۲/۱۴ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط م.نیک طینت
|