خدایا دوست ندارم تا زمانی که زنده هستم مرده باشم!   




به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی!

اگر چیزی نخوانی!


اگر به اصوات زندگی گوش ندهی!

اگر از خودت قدردانی نکنی!


به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خود بکشی!

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند!


به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی!

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی !


اگر روزمرگی را تغییر ندهی!

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی!

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی!


تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند

و ضربان قلبت را تندتر میکنند

دوری کنی!


تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی!

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی!

اگر ورای رویاها نروی!

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی!


امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری بکن

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

                                                         پابلو نرودا


سلام به آقایون همکلاسی که قصد رفتن به سربازی رو دارن
یه کتاب خوب بهتون معرفی میکنم که قبل از رفتن به سربازی حتما بخونینش
کتاب سرباز هشتاد و یکم (از مهدی صفاری نژاد)که دو فصل داره؛
فصل اول: 81 خاطره و نکته درمورد دوران سربازیه و
فصل دوم: مجموعه ای از لغات و اصطلاحات رایج در سربازی


سفره هفت سین - نوروز 87!!!!

 

 

بازم آدم برفی

آدم برفی امسال (13 بهمن 1386)

             

                         

 

افطاری

قبل از اذووون

بعد از اذووون

 

 

 

 

دختربچه و پسربچه هر روز کنار دریا شن بازی می کردند و قلعه ای می ساختند. وقتی قلعه ساخته می شد، موج دریا به طرف قلعه حرکت می کرد و قلعه آن ها خراب می شد و گریه کنان به طرف خانه و نزد مادرشان می رفتند.

یه روز که مثل همه روزها بود، پسرک دوباره گریه کنان به دامان مادر دوید و از خراب شدن قلعه اش شکایت کرد. اما دخترک هنوز کنار ساحل بود. مادر تعجب کرد. به سراغ دخترک رفت و گفت چرا امروز گریه کنان نیامدی خانه؟

دخترک گفت: هر روز قلعه شنی می ساختم. موج دریا جلو می آمد و آن را خراب می کرد. آن قدر اذیت شدم تا به فکر افتادم که باید یه بازی دیگه بکنم که خراب نشه. امروز حوضچه های شنی ساختم و با نی نوشابه همه آن ها را به هم وصل کردم. حالا وقتی موج دریا می یاد، بازی من نه تنها خراب نمی شه، بلکه تازه شروع می شه.

     اگر بازی زندگی دلچسب نیست، به جای بهانه بازی را عوض کنید.

 

 

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها میروند،

تنها آنهایی که با خود چتر به همراه میبرند

 به کار خدا ایمان دارند.

                                                       (آنتوان چخوف)

 

 برداشت آزاد!!!!!!!!!

                                              

                                           

این عکس شما رو یاد کسی نمیندازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برای کشف اقیانوس های جدید

 

 باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشی

 

این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر

 

(تولستوی)

مادامی که عشق و محبت را تجربه نکرده اید، قادر به

 درک آن نخواهید بود و نخواهید توانست آنچه را که

دارید، احساس کنید و به آن افتخار نمایید.....