تغییر نام مدرک کتابداری
چند نفر کم شعور رفتن اون بالا نشستن جلسه گذاشتن ، به مغزشون فشار آوردن ، سلیقه خرج کردن تا بالاخره اسم رشته کتابداری و اطلاع رسانی شد مهندسی ناوبری اطلاعات !
یکی نیست به اینا بگه آخه (بوغ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ )مهندسی اطلاعات کافی بود دیگه خیلی هم قشنگ و با کلاسه . این کلمه ناو چیه که چسبوندین بهش ؟ قبلا که هویت رشته مون به خاطر اسمش مبهم بود الان با این کارشون خنده دارم شده . اومدن ابروشو درست کنن زدن چشمشو کور کردن . تازه این مهندسی ناوبری اطلاعات چه ربطی به ماهیت رشته مون داره . خداوکلیلی کتابداری چه ربطی به مهندسی داره . باز حداقل مدیریت اطلاعات می ذاشتن قابل تحمل بود . بازار کارشم بهتر می شد ضریب جذب در آزمون های استخدامی هم به همون نسبت می رفت بالا .
الان صندوق تامین اجتماعی استخدام داره . من نگاه کردم ببینم کدوم سمت شغلی رو می تونم انتخاب کنم که تا حدودی به اسم مدرکم بخوره که متاسفانه نتیجه ای نگرفتم . بیشتر رشته هایی که می خواد پزشکیه ، تک و توکی از رشته های دیگه می خواد که اونم مدیریت هاس . گفتم شانسو ببین اگه اسم رشته مون مدیریت اطلاعات بود حداقلش یه جوری ، واحد اطلاعات صندوق تامین اجتماعی خودمونو جا می کردیم . نه فقط اینجا بلکه همه اداره جات دولتی و غیر دولتی یک بخشی دارن به نام information . یک بخشی دارن به IT . یک بخشی دارن به نام حراست و حفاظت اطلاعات .
واقعیت غیر قابل کتمانی که می خوام بهش اشاره کنم این است که : واژه کتابداری و کتابدار در فرهنگ ما حکم یک ریز موجود ناشناخته ای را دارد که در اعماق اقیانوس ها برای خودش سیر می کند و نسبتش با وجود یا عدم وجود برابری می کند . به اعتقاد خیلی از بزرگان ، کتابدار کاری نمی کنه ! از ابتدا تا آخر ساعت کاری همین طور مثل ماست می شینه پشت میز کتاب می ده کتاب می گیره ! دوستان باور کنید این یک واقعیت است . کار کتابدار نمود نداره ، ظهور نداره ، هدف نداره ، برای حرفت برای نظرت برای فکرت ارزش قائل نیستند و در آخر هم مثل خلال دندون می ندازنت دور ، می گن چوب کبریتم می تونه کار خلال دندونو انجام بده !!
بذارین یک خاطره تلخ از یکی از کسانی که به این تجربه تلخ گرفتار شد براتون بگم : لیسانس کتابداری از دانشگاه امام رضا(ع) بود . دریکی از این موسسات آموزش عالی غیر دولتی استخدام شد . مردک ساده لوح هنوز استخدام نشده رفت ازدواج کرد . ماه اول آزمایشی 100.000 تومان به امید اینکه بعدش طبق قانون کار قرارداد ببندند . سه ماه گذشت ولی خبری از قرار داد نشد از آخرم گفتن خداحافظ . بهش گفتن تو توی این مدت هیشکار نکردی واسه کتابخونه ، الکی سرتو بند کردی .
دوستان ، به قول یکی از دوستان که می گفت : توی محل کار ، هر کدام از نیروها یک تاریخ مصرفی دارن . بسته به اینکه در کدام قسمت ، در کدام واحد ، مشغول باشی تاریخ انقضاتم دیروزود داره . کتابخانه از جمله واحدهایی است که زود فاسد می شی و می ندازنت دور.
توصیه : تک محصولی نباشین . سعی کنین در همون جایی که مشغول هستین یا می شین کارای دیگه رو یاد بگیرین .
سرتونو به درد آوردم . تا بعد