همکلاسی
همكلاسي فكر فردا
توي ذهن من نمرده
زنگ تفريح كه تمومه
زنگ مدرسه كه خورده
زنگ انشا زنگ شاعر
پرسش عِلمه و ثروت
شاعر كلاس و فرياد
مي گه بهتره محبت
مي گه تو كتابا خونده
به گلا بايد شما گفت
يه سلام به آب و آينه
آفريني به خدا گفت
اما همكلاس ديگه
فكر بادبادك و باده
فكر روروؤك و طوقه
راه بره باهاش پياده
واي اگه نسوزه خورشيد
باد نياد و مهربون شه
چار پرِ فرفره غمگين
مث برگاي خزون شه
چه كلاسي چه اميدي
همكلاسي غصه داره
فكر تابستون و دوری
فصل تعطیل دوباره