سلام بچه ها حالتون خوبه

اول اینکه به یاد عادت همیشگیمان : با من بر سر سفره حصیری باران نشسته بنشینید تا نور تناول کنید و مشرقی شوید . و از شما دوستانم می خواهم که فقط ننویسید شعرهایت زیبا بود و دیدی نقادانه داشته باشید چون شعرهای یک شاعر وقتی رشد پیدا می کند که نقد و بررسی شود . با تشکر

"زندگی "

زندگی لبخند سپیده دم هاست به روی باد صبحگاهی

یا که درد شقایق هاست که می غلتد به روی برگ پاییزی

یا که گام خسته پیرزن به روی درب نانوایی

یا که شاید انعکاس تلالو آهنگ به روی نور خدایی

زندگی سرمشق خوبیها و آهنگ بهارست

یا که آن رودی است که از پشت نگاه من و تو پیداست

زندگی صبحی است بی پایان در نفیر خسته باران

زندگی باری است رنگارنگ در درون کوله ی  کودک

زندگی شبگیر پروانه است در کنار شمع سوخته

زندگی ضرب پتک دشمن که حک می شه به روی تن یک کشور

زندگی آواز چلچله است به زیر یک پل بی عابر تنها

یا که آن غروب دلتنگ که ابرهای سفید شده جلوه ی آن

زندگی یعنی نسیم صبح امید که پیچیده به اشکهای بی امان ابر

سبز و شاد باشید " هزار "