بعد از مدتها و به خاطر پست قبلی هوس کردیم یه چند تا عکس از دوران دانشجویی بزاریم.

البته برای خانم ها زیاد خاطره انگیز نیست چون همش مربوط به آقایون می شه.

 

( 16/3/86 ، دوربینو گذاشتیم رو سکو و یه یادگاری رقم زدیم ، بعدش آقای نوکاریزی اومد و با اون هم عکس گرفتیم )

 

 

( 27/3/86 ، پیاده می رفتیم درب شمالی یا ایستگاه دانشکده کشاورزی ، جواد عکس گرفت )

 

 

( 10/7/86 ، او روز خیلی عکس گرفتیم ، جلوی تریا ، تو زمین چمن ، با آقای جاویدی ، یادش بخیر آقای گرامی گیر داده بود که این سه پایه و دوربین مال خودته یا مال دانشگاه ، نزدیک بود سه پایمو ازم بگیره !!! )

 

( 5/10/86 ، چه حالی می داد صحبت ها ی چرت و پرت دور میز غذا ، دوغ هایی که بعد از غذا می خریدیم و تکون دادنشون ، چه معرکه ای بود ، چه ژتون فروشی ها که نکردیم و با پولش نرفتیم تریای فجر ، همون تریایی که میزها و صندلی هاش از کثیفی چسبناک بود !!!)

 

( 27/11/86 ، توی کتابخونه مرکزی مثلا کاروزی می کردیم ، جمال ساعت 10 می اومد و 11 می رفت ولی ساعت می زد 8 تا 14 ، من و جواد هم دست کمی ازش نمی آوردیم !!! )

 

 

( 25/12/86 ، نزدیک عید بود و ابولقاسم هم از سر ذوق باهمون عکس گرفت ، بعدش رفتیم پارک ملت که نزدیک بود شاخه بخوره تو سرمون مثل قضیه تیر دورازه خانوما !!! )

 

یادش بخیر عالمی بود واسه خودش ها !!!